deformed, askew, crooked, deformed, skew-whiff, awry, bent, distorted, contorted, gnarled, warped, squiggly
deformed
askew
crooked
deformed
skew-whiff
awry
bent
distorted
contorted
gnarled
warped
squiggly
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خط کجوکوله
crooked handwriting
کراوات او کجوکوله بود.
His tie was awry.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کجوکوله» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کجوکوله